.
دیدگاه:انتقال آرام قدرت در کشور های اروپایی بسیار جلب توجه کرد .آفرین به این حکمرانی قانون وعقلانیت و مدارا و تسلیم در برابر رای اکثریت .
تفاوت فاحش انتقال قدرت در این کشورها با کشورهای عربی را به سادگی و بدون داشتن سواد سیاسی خاصی میتوان در یافت. زور کشتار خرابی وجنگ و دو دستگی مردم نشانه های تغییر حکمرانان در کشورهای عربی است و مقابل مذاکره و گفتگو و مصالحه و عقلانیت و در نظر گرفتن رای و نظر مردم و مصالح جمع نشانه های تغییر در کشور های ارو پایی است.
خاطره از من داوری ازشما
سر زبون مادربزرگ و یا ریش سفیدای کوچه مون شده بود "الهی که سفید بخت شی" دعا گیرا شد و من هم راهی خونه بخت شدم، موضوع بر می گردد به چند سال پیش که بالاخره کانون گرم خانواده ام و من سفید بخت، با خرید خانه ای ویلایی در محله ای نسبتا بالاشهر شکل گرفت. اون هم توی یک خونه خوب و با صفا. البته با خانه بزرگتر، کار و مشغله هم بزرگتر شد. گرفتاری خانه و مسئولیت دوسه بچه قد و نیم قد و ناپختگی من، همه باعث می شد که با همسایه های جدید غریبه بمانم. اما با همسایه دیوار به دیوارمان وضع فرق می کرد. خانواده رحمانی که از قدیمی های محله بودند وسالی دو سه بار روضه خوانی داشتند ، خلاصه از افراد مذهبی و سنتی هایی بودند که رفتار اجتماعی خوبی داشتند، و ما آزاری از آنها نمی دیدیم. من در مراسم آن ها شرکت و همکاری می کردم، خونه اون ها شلوغ و پر رفت و آمد بود......

مطلب زیر را در چند سایت و وبلاگ مشاهده کردم٬ خاطرات یکی از برادران گروه تفحص است٬ چون برای من خیلی جالب بود خصوصا روز مبارک نیمه شعبان و بعد نام شهید توجه ام را جلب کرد. امیدوارم برای شما هم جالب باشد..
اواخر سال 69 می خواستیم در منطقهای شروع به كار تفحص كنیم كه مشكلاتی داشت و میگفتیم شاید مجوز كار به ما ندهند. چون سپاه گفته بود شما یك شهید بیاورید تا مشخص شود در آن منطقه شهید هست. شش روز آن منطقه را گشتیم اما چون به شهیدی برنخوردیم و در منطقه هم توجیه نبودیم دل شكسته خواستیم برگردیم.

صبح نیمه شعبان بود؛ گفتیم: «امروز به یاد امام زمان عجل الله فرجه می گردیم» اما فایده نداشت تا ظهر به جست وجو ادامه داده بودیم و بچه ها رفتند برای استراحت.
در حال خودم بودم گفتم: «یا امام زمان یعنی می شود بی نتیجه برگردیم؟» در این فكر بودم كه چشمم به 5-4 شقایق افتاد كه بر خلاف جاهای دیگر كه تك تك می رویند در آن جا دسته ای و كنار هم روییده بودند
گفتم: «حالا كه دست مان خالی است شقایقها را میچینم و میبرم برای بچههای معراج تا دل شان شاد شود و این هم عیدی شان باشد.» شقایقها را كه كندم دیدم روی پیشانی یك شهید روییدهاند او نخستین شهیدی بود كه در تفحص پیدا كردیم. شهید «مهدی منتظر قائم » این جست وجو در منطقه شرهانی بود و با آوردن آن شهید مجوزی داده شد كه به دنبال آن هم 300 شهید در آن منطقه شناسایی شد؛ شهدایی كه هر كدام داستانی دارند.
به مناسبت ۲۹ خرداد - سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی
با سلام ودرود : این هفته با تمام مشغله و گرفتاری که بر سرم ریخته بود ، نوشتن از دکتر علی شریعتی را وظیفه ی خودم دانستم . چرا که بخش بزرگی از زیر بنای فکری ام از آثار علی شریعتی شکل گرفت و حرف های او حرف های دل من نیز بود . مصداق بارز حرف های اووضعیَت کنونی ایران و روشن فکران ما است . به کار گیری افکار شریعتی ، راه -کار مناسبی برای حلَ مشکلات کنونی کشور ما است .
به نام خدا
علی را جوانمرد و دلیر و پهلوان تاریخ اسلام٬ نامیدند تا زاد روزش ٬ روز مردانگی سهراب ها و علی های زمان شود. علی هایی آمدند و رفتند تا هیچ گاه بیداد زمین و زمان٬ از شجاعت و دلیری خانی نماند...